شكايت به كه بريم كه دل خون است .

به سلامتي و مباركي و ميمنت قيمت دلار در بازار ايران از قيمت نفت و تمام قيمتهاي رقابتي هم سريع تر نوسان ميكند. كاش هايزنبرگ نظريه عدم قطعيت رو براي ارزش ريال ايران ميداد.

الان وضع ما كه بسيار خوبه و حالمان هم كه ديگه اصلا به هم نميخوره فقط مونده يه فاتحه كه نثارمون بشه شايد كسي دلش به حال بعد از ما سوخت چون ما خودمون سوختيم و نياز به گريه كن هم نداريم .

در هند با اين همه جمعيت بدون يك قطره نفت و گاز و با اين جمعيت بي نظم ولي سخت كوش  قيمت برنج همان است كه بود و قوت لايموت اين ملت با هزاران خداي رنگي و بي رنگ به دست همه ميرسد . صحبت از يك ميلياردو دويست ميليون جمعيت است كه در روز به طور معمول 4 وعده غذا ميخورند .

حالا هي بريم دكتر شيم و مهندس بشيم و هرچي بچه متوسط رو به پايين و ضعيف دبيرستاني هست با كمال خجالت و سرافكندي مديريت رو براي رشته دانشگاهي انتخاب كنند و نتيجه اينكه با اين همه منابع لايزال الهي بيكران در مملكت  ولي مديريت منفي ، خداوند پدر صفر راهم بيامرزد كه براي خودش عددي بود .

اينكه ايراني جماعت فقط دنبال مهندس شدن و دكتر شدن است به ريشه فرهنگي موضوع بر ميگردد. جامعه كارگري و روستايي همواره گروه مرجع خودش را داشته است. گروه مرجع در بازاريابي ، روانشناسي و علوم انساني معمولا به گروهي گفته ميشود كه ديگران براي تصميم گيري از رفتار آنها پيروي ميكنند . مثلا در ايران پدران ما عموما از طبقه متوسط و كارگري هستند و همواره پزشكان و مهندسان انها را راهنمايي مي كرده اند و به همين دليل ما معمولا در حال زندگي زندگي نكرده پدرانمان يا مادرانمان هستيم و بيشتر به ارزوهاي آنها آرزومنديم تا به آرزوهاي خودمان تا شايد روزي برسد كه مثل فلان مهندس شويم .

نتيجه اين قضيه خيلي ساده است مثلا پدر از دكتر و مهندس خوشش مي ايد و پسر يا دختر دوست دارد روانشناسي بخواند . اصولا رويكرد ما به علوم انساني بسيار حقيرانه بوده در صورتي كه بهترين كالج جهان HBS  يا همان كالج مديريت هاروارد است كه براي ورود به ان ملت سرودست ميشكنند. MIT  در ايران بيشتر با مهندسي مطرح است در صورتي كه در MBA  خيلي قوي هستند و دانشگاه استنفورد بيشترين افتخاراتش رو به دانشكده مديريت خودش مي داند.

بعنوان نمونه در سال اخير رشد فزاينده اي در تعداد دانشجويان عرب در رشته هاي مديريت و MBA  ديده ميشود و جالبتر اينكه همگي بورسيه هستند و دولتهاي عربي بطور جدي بدنبال ارتقاء سطح مديريت هستند. شما اگر حوصله داشته باشين و به سايت هاروارد سري بزنيد ميبينيد كه دختران زيادي حتي با حجاب كامل در اين دانشكده معروف در رشته MBA  تحصيل ميكنند .

روي جالب سكه براي ما اينست كه در دانشگاههاي ايران بر سر  نخواستن رشته MBA  دعواست و يكي از تعطيلي حرف ميزند و يكي از بي اهمبت بودن آن. مدارس مديريت يا همان دانشكده هاي مديريت هم كه ماشااله تنبل خانه است و هر كس كه مديريت مي خواند با خجالت كلمه مديريت را بيان ميكند . سالها مديران زيادي را ديدم -چه دولتي چه خصوصي - كه تنها هنرشان امضا بود و وقتي بالاي منبر افاضات تشريف ميبردند با گفتن يك جمله سيفون را روي مديريت خالي ميكردند " مديريت اقتضايي است " . بله اقتضايي است و هر جا لازم شد ما هم قضاي حاجت بكنيم .

بطور ساده در بخش كشاورزي ، توريسم   كه كمتر به تكنولوژي و بيشتر به تلاش و مديريت نياز دارند توجه كنيد ، بقول يكي از دوستان اين بود آرمانهاي ما  ..............

كار آفريني و خلاقيت و Entrepreneurship & Innovation  بحث اصلي خيلي از كشورهاست و بحث فعلي ما نداشتن يك كنترل ساده بر روي اقتصاد كلان از سوي مديران اقتصادي كشور است. هزاران دليل براي توجيه وجود دارد مثل تحريم ، ولي تحريم بوده و سالهاست كه هست و براي كشوري كه دررون خودش منابع دارد و بيشتر وابستگي تكنولوژيكي دارد اينقدر مهم نيست .

امروز هم به لطف چين و هند و اينترنت هم در بخش نرم افزاري و هم دربخش سخت افزاري انتقال تكنولوژي خيلي ساده تر است ، هر چند بازار ما از كالاهاي بدرد نخور چيني پر شده و خبري از كالاهاي با كيفيت چيني نيست . ماشاله در ديوار اينترنت سايتهاي ايراني فقط محصولات ج - ن -س - ي مشاهده ميشود اعم از بزرگ كننده ها و سايز دهنده ها و..... . اين هم از مديران بخش خصوصي و ماركتينگ ايراني .

تنها گروه دانشجويان در دانشگاههاي خارج كشور كه ملزم به پوشيدن يونفورم هستند دانشجويان مديريت و MBA هستند و نظم و انضباط و كار سنگين و حتي مشق نوشتن حرف اول را ميزند ولي ما در اوج بي نظمي هستيم خود مصداق عيني آنتروپي !!!!!!

بقول دكتر شريعتي پدر مادر ما متهميم ، ترا بخدا بچه شما اگر درس خونه  ترغيبش كنيد كه بره مديريت بخونه بخدا المپياد فقط حباب ظاهري هست ما كه خيري ازش نديديم  والا . حقوق يك مدير خوب خيلي از يه مهندس خوب بالاتره . 

يكي از مهمترين بخشهاي مديريت و مديريت بحران اطلاع رساني است البته به شرط اينكه ما بپذيريم در يك موضوع بحران وجود دارد يا ندارد. مردم اصولا با اطلاع رساني خوب و بموقع واكنشهاي بهتري نشان ميدهند ، هر چند در زمينه نوسان ارز ديدگاه اينست كه ما بحراني نداريم و اطلاع رساني هم كه فقط قيمت لجظه اي رو بيان ميكند و هيچ دليلي ارائه نميشود . 

حوصله پ نه پ هم نيست بخدا !!!!!!!!!

پ نه پ ميخواين با اين وضعيت  جك هم واستون بگم بخندين .