دلتنگي يا بي دلي اونهم توي هند

كلا يه جايي كه هستي و همصحبت نداري بهش ميگن غربت . يادمه وطن كه بودم با همسايه ها رابطه اي نداشتم و فقط محل كار و دوستان محفلي خودم . اما چون كساني بود كه باهاشون حرف بزنم و حس ميكردم ميفهمن حس بدي نداشتم .

اينجا خوب سكوته و معمولا بچه ها ي كه فقط هم وطن هستن و بيشتر غريبه ، حالا بخواي باهاشون هم صحبت هم بشي ، فقط تخيلات عجيب غريب ميبيني و ترجيح ميدي بدرون خودت بخزي ، اينجا براي من خارج نيست بلكه فقط يك مسافرخانه دست چندمه  با ستاره هاي منفي

هندي هاي عزيز هم كه معمولا در دهه 30 يا 40 ما زندگي ميكنن و مثلا براي احوال پرسي بهت ميگن ناهار خوردي  ، صبحانه خوردي . ته تهش خيلي عجيب ازت ميپرسن شما چي ميخوري بعدش ميگي مثلا برنج وكلي تعجب ميكنن .

ميشيني تمام رمانهاي نخونده رو دانلود ميكني و ميخوني و درس هم شايد . و چشمت به سايتهاي خبري و ...

اره اين غربته و تو غريبه اي حتي در جمع هم وطنان ول معطل روزمره و بي انگيزه كه فقط آدرس مغازه و بار و ديسكو رو ميدونن و ادعاشون اينه كه از كشتي نوح اينجا پياده شدن ولي حتي يه سلابس رو درست نميدونن .

درد دل كردم ببخشيد بغض هم پير و جوان نداره سراغ همه مياد

حدود يك هفته است اسمان ابري و كمي سرد شده ، البته ايران داره گرم ميشه ، بارون زياد نيومده بيشتر آسمون جو گير شده و هي ابري ميشه بدون اينكه قطره اي بباره و البته بادهاي شديد و غبار .

-----


دوستي گفته بود چرا دير بروز ميكني : والا من مشغولم شديد و هر چي تلاش ميكنم باز هم كمه .

نميخوام از اينجا بيرون اومدم نتونم چهار كلمه حرف انگليسي بزنم ، پول زيادي هم ندارم كه بخوام تمام كاراي زندگيم رو بخرم، دارم مداركم رو ميگيرم با تلاش و.........

دوستي در مورد كاركردن پرسيده بود : عزيزم بيا با هم گريه كنيم. اينجا فرصت هست ولي براي خودشون . خيلي خوب جلو رفتم حتي به سيتريكس هم رسيدم ولي امان از ويزاي تحصيلي ......

براي سوالات  كامنت بذارين .

اخبار پذيرش مدارك رو حتما پگيري كنيد چون تغييرات زيادي بوجود امده و براي سالهاي اتي شرايط خاصي لحاظ شده . 

توصيه براي مهاجرت و خروج : عزيزم به دست خط هم فكر كن خيلي براي دانشجو جماعت مفيده . اين رو به عنوان نون اضافه ساندويچ زبان حتما بايد داشته باشيد وگرنه مثل كشاورزي ميشه كه محصولش رو نميتونه درو كنه .




بارون هندي

فصل بارونهاي هند شروع شده و ما هم از اين ماجرا بي نصيب نمونديم . هر چي قبلا براي بارون شعر خونديم ودعا كرديم الان داريم به چشم ميببنيم. بارونهايي كه توي فيلم نشون ميدن اصلا با اين بارونهاي فصلي قابل مقايسه نيست . مثل اينكه اسمون دوست داره تمام بارون رو چند لحظه بريزه سر ملت ولي ميبيني چند ساهت طول ميكشه با حجم بالا و هر روز مياد و چتر هم كلا چيز بدرد نخوري ميشه .

امروز تگرگ باريد و كلي حال كردم چون خيلي وقت بود نه برف ديدم نه تگرگ و اين براي هندي ها خيلي عجيبه كه تگرگ بياد .

ولي جالبترين چيزي كه ديدم مساله گياهخواري در اين كشور پهناور هست . اين جا غالب مردم به دلايل مذهبي و فرهنگي Vegetarian  هستن يعني مواد عذايي گياهي  مثل برنج و لوبيا و... مصرف ميكنن  واصلا گوشت نميخورن چه قرمز چه سفيد .

بخش ديگه گوشت سفيد و غذاهاي دريايي  ميخورن ولي گوشت قرمز هرگز

بخش بعدي گوشت قرمز ميخورن كه بيشتر مسلمانان هستن و بعضي ها هم گوشت خوك ميخورن كه معمولا مسيحي هستن.

اما بخش جالبش مربوط به گياه خواري سگهاست . اين مردم به سگها استخوان هم نميدن چه برسه به مواد گوشتي و اين رو بد ميدونن و اگر شما به سگي گوشت بدي باهات رفيق ميشه خفن و اون روز برگ زرين خاطرات زندگيش خواهد بود . 

اينجا كشتار اصلي روزهاي شنبه انجام ميشه و قصابي ها براي مسلمانهاست و بيشتر گوشت بز به چشم ميخوره . روزهاي سه شنبه هم خيلي ها اصلا گوشت نميخورن چه گوشتخوار چه گياهخوار

معمولا توي روز همش ملت دارن غذا ميخورن - با توجه به جمعيت - و صبحانه هم برنج ميخورن كلا 4 وعده غذايي دارن يا سه وعده كه غالبا برنج جرئ اصليش به حساب مياد  و انواع و اقسام دكه ها و رستورانهاي سرپايي براي خوردن سريع غذاي بسيار تند به چشم مياد كه ما حتي نگاه هم نميكنيم ....

ذائقه ما در طول ادوار خيلي لطيف شده و غذاي ما براي اينها بسيار شيرين به نظر مياد چون پر از فلفل و ادويه هاي عجيب غريب بخصوص زردچوبه نيست . هند بزرگترين صادر كننده ادويه  و بخصوص زردچوبه هست و دومين صادر كنند برنج بعد از چين .

اينجا شيريني و شيريني فروشي مثل ايران نيست و شيريني ها بيشتر مثل شيريني هاي يزدي خشك هست ولي باكيفيت پايين و بعضي هاش هم فلفلي -جالبه- و شيريني خامه اي و كيك كه خامه داشته باشه خيلي كمتر هست و بايد از جاي مطمئن خريد . سليقه هم كه در حد مرگ پايينه و تازه داره شكل ميگيره .

در بهترين رستوران ايراني  كه اينجاست چند بار ديدم كه هندي ها ميان فقط براي اينكه جوجه كباب رو تست كنن و با و حس عجيبي ميخورن يا اقوام رو براي آزماي يك غذاي ايراني ميارن و براي ما جالبه چون سواي كيفيت و مزه ، قيمت غذاي ما حداقل 5 برابر يك غذاي هندي ميشه  

در هند كلا پيتزا چيز بسيار جديدي به نظر مياد در بهترين حالت پيتزايي كه ميخورين شبيه نون بربري كلفت و با حداقل مواد تركيبي و كمي هم تند و خيلي نسبت به بقيه غذاهاشون گرون هست . پيتزا HUT  و دومينو معروفتين هاشونه كه قابل مقايسه با يه ساندويچي مزخرف توي خيابون انقلاب  يا حوالي ميدون راه آهن هم نيست چه برسه بخواي با مثلا  پيتزا آرد سر ناهيد غربي توي جردن مقايسه كني يا با پيتزا پستو . اصلا نميشه تصور كرد و ساندويچي ها همون مك دوناد و كي اف سي هست . كه براي جشن تولد ميان اينجا . خوب نداشتن بنده هاي خدا . 

البته نگران نشيد چون اينجا سر گرمي هست ولي خوب تفاوت فرهنگي دارن ديگه چه ميشه كرد ، مثلا اينجا برياني هست كه تركيبي از برنج و مرغه و براي پخت بعد از سرخ كردن سريع مرغ و مخلفات  با ادويه و رب گوجه اونرو توي برنج ميريزن و برنج رو دم ميكنن كه شبيه استانبولي خودمون ميشه . معمولا رستورانهاي مسلمانان داره و اگه تميز باشه خيلي خوشمزه است و كمي تند . يا جوجه كباب رو يه مقدار متفاوت درست ميكنن ولي خوبه ميشه خورد . اينو گفتم فكر بد نكنين . البته من يه پا اشپز هستم و مشكلي ندارم  و به دوستان حالي ميدم .

اينا رو نوشتم چون همش علمي مينوشتم و براي اشنايي با شرايط اينجا لازمه.

موفق باشين