دلتنگي هاي يك بنگلوري

سلام خوبي خدا

خداييش كجايي . ميدونم يه وقتايي دلت ميگيره از رفتارم .

نه خدايي خودت كجايي . چرا نميبيني اين همه خستگي رو . چقدر تلاش چقدر زجر . مثل اينكه قانون تو برعكسه . دارم شك ميكنم بهت ، به لطفت ، به اون روزايي كه نجاتم دادي شايد ميخواستي بندازيم توي يه بدبختي ديگه .

اه .

سوزناكه باز هم ميگم شكر كه ميتونم بنويسم . چقدر سخته كه هيچ ديواري نيست بهش تكيه بدي ، چقدر دردناكه كه پشت سرت فقط سايه خودت بهت چشمك بزنه و خودت توي آيينه حال خودت رو بپرسي ، نگاهت فقط به قدمهاي خودته ، مثل اينكه هستي رو بد عادت كردي و هستي براي تو مثل ماشيني ميمونه كه هي بايد خودت  هلش بدي .

سابقه خودت رو نگاه ميكني ميبيني كه توش نوشته تلاش و ديگران رو - نه به نگاه حسادت - كه شايد يادگيري ميبيني نوشته هلوي توي گلو .

خيلي كارا ميتوني بكني و سالها كردي ولي دستت بسته است و فقط بايد گوش بدي ببيني كه چي ميشه و حالت از خودت بهم ميخوره و ميبيني كه داري - نه مثل شمع - مثل چراغ پي سوز ميسوزي و اميدت مثل كور سوي نورت داره كم كم بي رنگ ميشه و باز هم ميگي خدا . باشه دمت خيلي گرم ديدار به قيامت لطفا اونجا ما رو با قير و قيف داغ و گرزهاي درست درمون نقره داغ بفرما كه عيش ما مداوم بشه تا نصف العيش رو تمام كنيم كه هر چه رسيده نيكوست .

خيلي قشنگ ميبينم كه مثل متهمي شدم كه دستام بسته است و فقط حكم اعدامم به تعويق ميوفته و ...

راستي يه زماني خيلي رفيق داشتم بهشون هم ميگفتم دوست، اگر شما ديدينشون سلام منو بهشون برسونيد حتما بهشون بگيد كه بنگلور مرد از بس كه جان ندارد .(خدا بيامرز علي حاتمي فيلم مادر . چقدر بچه دلش واسه مادرش تنگ شده ولي ياد گرفته بهش نگه چون اون هميشه در بيخبري راهش رو رفته )

شنبه صبح يا جمعه بعدالظهر ساكش رو مينداخت سر شونش و ميرفت كه هفته اي ديگه رو توي زندگي گروهي ادامه بده . ته ساكش چند تا كتاب هميشه بود با يه دفتر پر از مسايل رياضي و فيزيك . جالب بود بچه هميشه مساله براي حل كردن داشت از جبر و هندسه گرفته تا مثلثات و گرانش و كوانتوم . بچه داشت غذا ميخورد به كشش سطحي ماست توي كاسه فكر ميكرد و عشقش تو شب اين بود چرخ آسمانش رو برداره و توي سرماي سرد و خشك بره وسط حياط خوابگاه ببينه امشب مشتري هست يا نه و قدرش چقدره .

مهمترين مساله ذهنيش عمر دنيا بود  و ثابت هابل و اينكه حق با وحدت ذاتي هاست يا وحدت وجودي ها ، هميشه از يادآوري گفتگوي ابوسعيد ابوالخير و بو علي سينا لذت ميبرد ، (هر آنچه را من ميدانم او ميبيند .)

چقدر دنيا ميتونه فانتزي باشه وقتي كه ميبيني نور تو تاريكي زيرزمين خونتون با يه تيكه شيشه -كه با التماس از شيشه بر محل خواستي مثلث درش بياره - شكسته ميشه و بعد ها ميفهمي كه اگر نور هم باشي بايد يه جايي بشكني نه بهتر بگم خورد بشي و هيچ منشوري هم نميتونه جمعت كنه و يه نور سفيد ازت بوجود بياره حالا هرچي ميخواي طيف هاي نور قشنگ تو دل خودت داشته باش . آره دلي كه شكست ديگه شكسته .

راستي چه دل نشين بود وقتي مولوي شمس رو ديد ، براي خوش سري بود در سرها و با سوالي كه شمس كرد :  مرده بدم زنده شدم    دولت عشق آمد و من دولت پاينده شدم 

اين جريان سيال ذهن ما هم شده مثل لانه مورچه ، هزار توي افكار با همه دست اندازهايي كه داره ولي گيج ميكنه  و ما هم از اسيد فرميك بي بهره ايم لااقل مسيرخودومن رو بشناسيم . اگه مثل شبكه بود يه سيستم ديناميك مثل  OSPF راه مينداختم لااقل گم نشم ولي نميشه .

كلا سيستم داره نفسهاي اخرش رو ميزنه و كلا ساعت -clock- سيستم داره كند ميشه مثل اينكه كريستال تنظيم داره از روزونانس خازن و مقاومت بيرون مياد و ديگه هيچكي به هيچكي نيست . امان از CPU كه بي ساعت كار كنه . همين ميشه ديگه نه حافظه كوتاه مدت ، نه بلند مدت برم قربون كارت گرافيكت كه به زور بايد جلوي اين و اون هي رزولايشن رو تنظيم كني كه ......

پس از ساليان دراز فهميدم كه درس خواندن و مطالعه و تفكر براي من راحتترينها بود و مثل خيلي ها زندگي كردن سخت ترين كار . چه ميشه كرد كه جهان سخت گرفته و ميگيرد بر انسانهاي سخت كوش .

درد قضيه از اينجا شروع ميشه كه بازيهاي هستي هم برات تكراري ميشه و دقيقا ميفهمي توي كدوم نقطه بازي چه بخواي چه نخواي بايد چند تا از جون هايي كه داشتي رو بدي ، خدايي مگه سگ جوني كه اينهمه ازت ميگيره و تو بايد بازم ادامه بدي . آره وايسا دنيا ميخوام پياده بشم .

حالا يكي فكر كنه چقدر ما سواره بوديم كه ميخوايم پياده شيم . نه عزيز ما سربازي بوديم كه عشق وزير شدن داشتيم -خدايي جسارت به مقام پادشاه نداشتيم  مخصوصا پادشه خوبان - تازه اون سرباز آخري كه معمولا باهاش قلعه هم نميرن يعني ول معطل ، اخرش هم كه گهگاهي به آخر خط رسيديم بزور از ما بار كشيدن يا فيل بوديم يا اسب بلا نسبت الاغ . بعضي سربازها لااقل در گشايش بازي حالا چه سيسيلي چه روي لوپز چه فيانتكو به كار ميان ، ما رو معمولا توي بازي فقط قرباني كردن اونم نه براي فشار و گرفتن تمپ يا فضا بلكه فقط براي يه حركت بي ارزش تاخيري تا ببينن حالا حريف چه ميكنه .   

امان از فرار مغزهاي پوك يا فرار بي مغزها . آيا واقعا ارمانهاي ما اين بود .

مرده شور جامعه ايدئولوژي زده اي رو ببره كه همش بايد و نبايد شد و آخرش هم دستت رو نه به گرمي بلكه به زور فشردند كه بايد بگي خداحافظ . اينجا بهش ميگن Compulsory

خدايا تمام نميشه اين نشخوار و مثل هميشه بازگشت همه بسوي اوست ماهم اومديم پيش خودت تا همين تنهايي رو كه تنها داشتمون هست با تو قسمت كنيم سهم ما اشكهاي تنهايي و دردلهاي خودمون و سهم شما  شنيدن و ديدن اينها . حالا اگه خواستي ذخيره كن دوست هم نداشتي سطل اشغال صندوق پستي رو واسه همين روزا گذاشتن .

نوكريم . دمت گرم به خودت قسم . 

اين نوشته ربطي به هيچكي نداره . بخوانيد وتحليل كنيد ولي قضاوت رو بيخيال چون اصلا دنيا داره ميچرخه

هند  رو بهتر بشناسيم Incredible India

كلا هند يعني هر روز يه چيز جالب و تعجب آور .

تاريخچه هندوستان :  آريايي ها هر جا رفتن خلاصه هنري به خرج دادن ....

تمدن هندوستان از حدود دو تا چهار هزار سال پیش از میلاد شروع میشود، قبائل آریایی از شمال هند در حدود ۱۵۰۰ ق . م. وارد آن سرزمین شده‌اند، و تمدن برهمایی را آغاز کرده‌اند و در نتیجه اصول مذهب «هندویی» به وجود آمده‌است.

در قرن ششم قبل از میلاد، «بودا» ظهور کرد، و پیش از آن مذهب «هندویی» مذهب رسمی پادشاهان «موریا» بود ولی «آشوکا» در قرن سوم قبل از میلاد دین «بودا» را دین رسمی کرد. فرهنگ هندی از زمان شاهان جوبتو (۳۲۰ تا ۵۴۴ م.) رونق یافت و سپس هنگامی که راجبوتی‌ها بر مناطق شمال غربی هند تسلط یافتند و به ایجاد حکومت ملوک طوایف پرداختند، آنها و خاندانهای پیش، از تشکیلات همدیگر تجاربی مفید به دست آوردند. این ملوک‌الطوایفی زمینه را برای فتوحات اسلامی در قرن ۱۱ بوسیلهٔ سلطان محمود غزنوی فراهم کرد.

در سال ۱۵۲۶ «بابر» پادشاه مغول بر هند تسلط یافت. هند در روزگار اکبرشاه و شاه‌جهان و اورنگ‌زیب سیر تمدن را آغاز کرد و در همین روزگار بود که پرتغالیها بر «جاوه» دست یافتند (۱۵۱۰ م.). هنگامی که طوایف «مراتی» و «سیک» علیه حکومت پادشاهان مغول قیام کردند، انگلیسیها و فرانسوی‌ها در قرن ۱۸ مناطقی برای خود از هند جدا کردند، پس از پیروزی «روبرت کلایف» بر «دیلکس» افسر فرانسوی، افراد انگلیسی در هند بیشتر شدند. و وارن هستینگز فرمانروای انگلیسی بنیاد حکومت بریتانیا را در هند استوار گردانید.

دولت بریتانیا در سال ۱۸۷۵ م. بر اثر شورشی که در آن تاریخ در هند بوقوع پیوست، کمپانی هند شرقی را که گردانندهٔ هند بود منحل کرد و به این سرزمین خودمختاری داده شد و در سال ۱۸۷۷ ملکه ویکتوریا امپراطور بریتانیا به هند دعوت شد و در آن هنگام نمایندهٔ مخصوص ملکه که از طرف حکومت بریتانیا تعیین میشد، بر هند فرمانروایی میکرد، و یک هیأت (اجرائی) مرکب از افراد عالی‌رتبهٔ دولت بریتانیا او را راهنمائی می‌نمودند. هند به تدریج از خواب غفلت بیدار شد و عده‌ای از رهبران هندی در سال ۱۸۸۴ دستجات و سازمانهای ملی را تشکیل دادند که هدف اصلی آنان رسیدن به استقلال تام بود. در سالهای ۱۹۰۶ تا ۱۹۱۵، دولت انگلیس ناچار شد که ادارهٔ بعضی از امور کشور را به مردم هند ارجاع نماید. در این هنگام بود که رهبر بزرگ هند «ماهاتما گاندی» قیام کرد و علیه استبداد بریتانیا به مبارزه پرداخت، اگر چه «گاندی» با یارانش چند مرتبه زندانی شد ولی باز به مبارزات خود ادامه داد تا در سال ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۳ دولت بریتانیا زعمای هند را به کنفرانس میزگرد دعوت نمود، لکن از مذاکرات آن کنفرانس نتیجه به دست نیامد.

در آغاز جنگ دوم جهانی فرمانروایان بریتانیا در هند حکومت نظامی اعلام کردند و در حدود دو میلیون هندی را به سربازی دعوت نمودند و آنها را به جبههٔ جنگ فرستادند. پس از تجاوز ارتش ژاپن در سال ۱۹۴۲ به کشورهای سیام و مالایا و برمه، اختلاف شدیدی در بین سران هند و سران مسلمانان هند که رهبر آنها محمدعلی جناح بود بوجود آمد. مسلمانان میخواستند کشوری مرکب از مناطق مسلمان هند تشکیل دهند. در آن هنگام که حزب کارگر انگلیس حکومت را به دست گرفت و هیأت وزیران خود را تشکیل داد، حکومت بریتانیا قوانینی وضع نمود که به‌موجب آن به هند و سیلان و پاکستان استقلال داده شد، و در ماه اوت ۱۹۴۷ م. آخرین سرباز انگلیس خاک هند را ترک گفت، و در تاریخ ژانویهٔ ۱۹۵۰ هند حکومت جمهوری مستقل خود را اعلام نمود و به عضویت اتحادیهٔ کشورهای مشترک‌المنافع بریتانیا درآمد. هند در تاریخ ۱۹۵۲ برنامه‌های پنجسالهٔ خود را برای عمران و آبادانی شروع کرد، ولی روابط آن کشور با همسایهٔ بزرگ خود پاکستان بر سر مسئلهٔ کشمیر رو به وخامت نهاد و همچنین با کشور چین در مسائل مرزی اختلاف نظر پیدا کرد. البته پس از آنکه چین کمونیست در تاریخ ۱۹۵۹ بر تبت مستولی شد و تجاوزات مرزی خود را به خاک هند آغاز کرد، ناحیهٔ ماکماهون خط مرزی بین چین و هند شد. در تاریخ ۳۱ اکتبر ۱۹۶۱ م. هند همسایهٔ خود را به تجاوزهای پیاپی به پادگانهای نظامی متهم ساخت و در تاریخ ۱۸ دسامبر ۱۹۶۱ نیروهای هند مستعمرات پرتقال را که شامل «داماو» و «جوا» و «دیو» واقع در ساحل غربی بود، به تصرف درآوردند. سپس در تاریخ اکتبر ۱۹۶۲ نیروهای چین به مرکز «لونجو» حمله کردند و مناطق شمال شرقی هند را اشغال نمودند و با نیروهای هند به زد و خورد پرداختند. نیروهای هند در این جنگ آسیب دیدند، و چون در برابر سربازان چین تاب نیاوردند عقب‌نشینی کردند و منطقهٔ لاداخ واقع در شمال شرقی و قسمتهای دیگر مرزی تبت در نواحی شمال شرقی به تصرف نیروهای چین درآمد، و سربازان هند به‌طرف «نامکاشو» واقع در جنوب «ماکماهون» عقب نشستند. و همچنین پادگانهای دیگری در نزدیک مرز کشمیر را تخلیه نمودند. ارتش هند بار دیگر به پیشروی خود ادامه داد و سه مرکز مهم دیگر را در نوار مرزی اشغال نمود. در نوامبر ۱۹۶۲ کریشنامنون که وزیر جنگ هند بود از منصب خود استعفا کرد، و جواهر لعل نهرو نخست‌وزیر وقت شخصاً پست وزارت جنگ را به عهده گرفت. در هفتم نوامبر نیروهای چین مجدداً به اراضی هند تجاوز نمودند. در این هنگام بود که حکومت هند از کشورهای بریتانیا و ایالات متحده و کانادا تقاضای کمک کرد که مقدار لازمی اسلحه و هواپیمای جدید به آن کشور بدهند. دولتهای مذکور درخواست هند را پذیرفتند. در ۱۶ نوامبر دولت چین حملات نظامی را دوباره به مرزهای هند آغاز کرد و خط دفاعی هند را در جبههٔ شرقی کوههای «هیمالایا» منهدم ساخت. و در ۱۹ نوامبر سربازان چین در طول ۳۵ کیلومتر به داخل خاک هند در امتداد رودخانهٔ «لوهیت» به‌ طرف دشتهای «آسام» پیشروی کردند. در بیستم نوامبر دولت چین قرارداد آتش‌بس را در سرتاسر مرزهای هند و چین اعلام کرد و تعهد کرد که نیروهای خود را تا اول دسامبر به داخل خاک چین در بیست ‌کیلومتری خط مرزی که قبلا آن را اشغال کرده بود، فراخواند و پیشنهاد کرد که منطقه‌ای غیرنظامی به فاصلهٔ بیست کیلومتر در بین دو کشور بوجود بیاید تا زمینه برای مذاکرات دو کشور در مورد اختلافات موجود فراهم شود. هند در این مذاکرات اصرار داشت که نیروهای چین به مواضعی که در ۸ سپتامبر در آن متمرکز بودند، عقب‌نشینی کنند. در ۲۶ نوامبر هند پیشنهادهای چین را در مورد آتش‌بس رد کرد، و روز بعد قرارداد کمکهای نظامی را با دولت انگلیس امضاء کرد. روز دهم دسامبر ۱۹۶۲ کنفرانس کلمبو به منظور رفع اختلافات مرزی دو کشور چین و هند تشکیل شد. اختلافات مرزی دولت هند با پاکستان در منطقهٔ کشمیر هنوز برطرف نشده و یکی از نگرانی‌های قابل‌توجه جهان سیاست است.

ساختار سياسي در هند :

سیاست:

استقلال هند (که در آن هنگام پاکستان، بنگلادش و نپال را هم دربر می‌گرفت.) ۱۵ اوت ۱۹۴۷ (۲۳ مرداد ۱۳۲۶) اعلام شد. جواهر لعل نهرو که پاندیت (معلم) خوانده می‌شد و یکی از بزرگ‌ترین رهبران جنبش استقلال هند از کنگره ملی هند بود. به عنوان اولین نخست‌وزیر هند انتخاب شد. قانون اساسی هند در سال ۱۹۴۹ به تصویب رسید، از ۲۶ ژانویه ۱۹۵۰ به اجرا درآمد و از آن هنگام تاکنون بدون تغییر اساسی با موفقیت اجرا شده‌است. این قانون اشاره‌ای به مذهب رسمی کشور نداشته و به دولت‌های ایالتی اختیارات گسترده‌ای اعطا کرده‌است. در نظام سیاسی هند نخست وزیر بالاترین مقام اجرایی کشور است و رئیس جمهور مقامی تشریفاتی است که معمولا از میان چهره‌های دارای محبوبیت گسترده در سراسر کشور انتخاب می‌شود. قوه مقننه هند دربرگیرنده دو مجلس با نام‌های لوک سابا (مجلس عوام) و راجیاسابا (مجلس سنا) ست. نمایندگان راجیا سابا ۲۵۰ نفرند که ۱۲ تن را رئیس جمهور برمی گزیند و بقیه را نمایندگان مجالس ایالتی. سناتورها باید در زمینه ادبیات، علم، هنر و مسائل اجتماعی متخصص باشند. همچنین ریاست جلسات این مجلس با معاون رئیس جمهور است. لوک سابا ۵۴۵ نماینده دارد که ۵۳۰ تن با رای مستقیم شهروندان و ۱۳ تن از ۷ فرمانداری کل انتخاب می‌شوند، ۲ نفر را نیز رئیس جمهور از میان انگلیسی‌های هندی تبار برمی گزیند. نخست وزیر از سوی حزب حاکم لوک سابا معرفی می‌شود. اولین انتخابات سراسری هند در ۱۹۵۲ برگزارشد، از آن زمان تا سال ۱۹۶۷ حزب کنگره پیوسته بیش از ۷۳٪ کرسی‌های لوک سابا را در اختیار داشت، اما پس از آن احزاب دیگر به ویژه حزب ناسیونالیست بهاراتیا جاناتا و احزاب ایالتی رشد چشمگیری را در محبوبیت خود شاهد بودند. تنها یک بار وقفه‌ای در روند دمکراسی این کشور ایجاد شد، آن هم در اواخر دهه ۱۹۷۰ که درگیری‌های داخلی منجر به اعلام حالت فوق العاده از سوی ایندیرا گاندی و در نهایت سرنگونی دولت وی توسط رتش شد. گفتنی است یکی از مهمترین عوامل نارضایتی از ایندیرا گاندی برنامه‌های او برای ترویج تنظیم خانواده به منظور کاهش رشد سرسام اور جمعیت بود!

تعطيلات رسمي :

در هند بطور سراسری تنها سه روز تعطیلی رسمی وجود دارد. بجز این سه روز هر کدام از ایالات نیز تعطیلات رسمی جداگانه خود را دارند.

۲۶ ژانویه روز جمهوری روز اعلان جنبش جمهوری در هند (سال ۱۹۵۰م).

۱۵ اوت روز استقلال روز استقلال هند از بریتانیا (از سال ۱۹۴۷م).

۲ اکتبر گاندی جایانتی زادروز مهاتما گاندی

كشاورزي در هند  :

هند پس از چین دومین کشور دنیا از نظر ارزش تولیدات کشاورزی است. ارزش محصولات کشاورزی این کشور در سال ۲۰۰۵ بیش از ۱۵۰ میلیارد دلار برآورد شده‌است.

هند با تولید ۸۲۰ میلیون تن چای بزرگترین تولیدکننده چای دنیا و چهارمین صادرکننده این محصول پس از کنیا، سریلانکا و چین است. کشت اصلی هند مانند دیگر کشورهای شرق اسیا برنج است و این کشور پس از چین دومین تولیدکننده برنج دنیاست. فائو در سال ۲۰۰۴ میزان تولید برنج هند را ۱۲۴ میلیون تن برآورد کرده بود. هند همچنین رتبه اول دنیا در تولید موز، ارزن، کنف و بادام زمینی و رتبه دوم در تولید ذرت، نیشکر و شاهدانه را داراست.

وجود ۲۰۰ میلیون گاو در هند این کشور را اولین مسکن این حیوان در دنیا ساخته ‌است. اگرچه دین هندو خوردن گوشت گاو را منع کرده و اکثر مسلمانان این کشور هم از خوردن گوشت خودداری می‌کنند، اما از شیر آن‌ها استفاده می‌شود.

البته بايد به ليست زردچوبه رو هم اضافه كنيم . بخصوص وقتي كه در مراسم عروسي بايستي عروس و داماد سر تا پا با زردچوپه پوششيده بشوند .

در درس ماركتينگ و قانون تجارت و كسب وكار  داريم كه كه چند مشكل در اين قضيه هست و مثلا يك شركت آمريكايي سعي كرد برنج باسماتي رو به اسم خودش توليد كند - مثلا بذر اصلاح شده داشت - كه طبق قوانين كپي رايت و سازمان اقتصاد جهاني هند توانست با تلاشي نفس گير از حقش دفاع كند.

موضوع زردچوبه باز هم توسط يك توليد كننده ديگر امريكايي به سرقت رفته و پرونده علي الظاهر در جريان است .

سيستم ايالتي:

يكي از تفاوتهاي اصلي هند با ايران است و خيلي از قيمتها و سرويسها در اين كشور به نرخ ايالتي هستند . مثلا دانشجوي ايالت ديگر در ايالت ما يعني كارناتاكا شهريه بيشتري از دانشجوي مقيم ايالت كارناتاكا ميپردازد. مساله تفاوت زباني هم بسيار مشهود هست و هر ايالتي زبان محلي خودش رو داره . خودم برخورد كردم باكساني كه انگليسي و ايندو بلد نيستن و بايد بگردي يكي كه مثلا كاناندا (زبان محلي ايالت كارناتاكا) بلده پيدا كني تا بفهمه . معمولا كارگرها يا شاگرد هاي مغازه ها اينجوري هستن . در ميان مسلمانان هم عربي(در حد سلام وعليك) و اردو در سطح بالايي رواج داره. در درس ماركتينگ به 33 زبان رسمي و اصلي در هند اشاره شده و تعداد روستاهاي هند حدود 700 هزار روستا عنوان شده و تقريبا نيمي از جمعيت هند روستا نشين هستند. جالبي قضيه اينكه بسياري از اين روستاها جاده هاي فصلي دارند يعني با باران هاي شديد چند وقتي دور از دسترس هستند و بهمين منظور دولت هند با امكانات الكترونيك (پروژه e-Choupal)  مثل VSAT  به كمكشون آمده   به منظور توسعه روستايي. اگر فرصتي شد درباره پروژه خواهم نوشت

قيمت موبايل و برق مثلا تحت تاثير اين سيستم هست . عمده برق جنوب هند توسط ماهاراشترا توليد ميشه و بابت اين از ايالتهاي ديگر پول ميگيره . وقتي كه به ايالت تاميل رفتيم كسي كه به ما زنگ ميزد و جواب ميداديم از شارژ ما هم كم ميشد مثل هزينه انتقال .

ليست ايالتها:

آندرا پرادش

آروناچال پرادش

آسام

اوتارانچال

اوتار پرادش

اوریسا

بنگال غربی

بیهار

پنجاب

تامیل نادو


تریپورا

راجستان

سیکیم

جارکاند

جامو و کشمیر

کرگل

چاتیسگر

کارناتاکا

کرالا

گجرات


گوا

هیماچال پرادش

مادایا پرادش

مانی‌پور

ماهاراشترا

مگالایا

میزورام

ناگالند

هاری

اطلاعاتي در مورد MBA  

MBA چيست ؟

اين سوالي هست كه خيلي ها ميپرسن و حتي در هند عزيز دوستان هم از ما سوال ميكنن . بدون تعارف شناخت جامعه ايراني از دوره بسيار پايين هست و جالب اينه كه اين دوره دركشوري كه همه ماشالله مهندس و دكتر هستن ومنابع بسيار بالاست ولي بازده منفي هست مورد نياز به نظر ميرسه و اكثر فارغ التحصيلهاي داخلي در حال مهاجرت هستن كه خيلي بد به نظر ميرسه .

از لحاظ شخصي من علاقمند به مهندسي بودم ولي بعد از كار كردن خودبخود وارد زمينه مديريت شدم مخصوصا در زمينه مهندسي نرم افزار يا مديريت پروژه  و شبكه ، ERP  و كارهاي اينجوري كه انجام ميدادم مجبور شدم كتابهايي از پيتر دراكر و ساير نويسندگان مديريت بخونم . بعدها بيشتر با MBA  آشنا شدم و امروز هم كه در حال مطالعه هستم

Master Business Administration

رشته اي است مديريتي در سطح مستر يا فوق ليسانس كه تلاش براي آماده سازي متخصصان رشته هاي مختلف جهت مهارتهاي مديريتي دارد . اين رشته جوان و ابداعي كالج مديريت دانشگاه هاروارد كه در حوالي دهه 60  متولد شده ، تركيبي از درسهاي مديريتي و سيستمي داره كه بيشتر با هدف عملياتي به قضيه نگاه ميكنه و برنامه بر اساس تمرين و مطالعه است . بدين معني كه در هر درسي نمونه هاي مطالعاتي يا Case study  نقش اساسي در تدريس و امتحان دارند .

اين رشته به جرات سنگين ترين رشته مستر به حساب مياد و خوندن اين رشته به فارسي اصلا توصيه نميشه . كساني كه به اين رشته پا ميذارن ميبايست تجربه كاري داشته باشن و اكثر دانشگاههاي جهان 3 تا 5 سال سابقه كاري و مصاحبه براي اين رشته لازم دارند . (البته در هند شرايط ساده تره ولي توي درس خيلي سخت تره) 

دلايل من براي سنگيني اينه

1. هر ترم هفت درس ارائه ميشه يعني جمعا 28 درس (بقيه رشته ها 4 يا 5 هستند و كلا 20 درس )

2. بسيار مبتني بر علوم جديد و تغييرات و علوم جديد بروز ميشود

3. بسيار متنوع (بر اساس سيلابس درسي اين رشته بسياري از رشته ها رو در خود دارد)

4.زبان تخصصي هر درسي تقريبا متفاوت با درسهاي ديگر هست

5. تعداد تخصصها بسيار زياد و متنوع

اصولا كسي كه به دنبال MBA  هست بايد اهل مطالعه ، تحقيق و علاقمند چالش باشه . اين رشته صرفا يك تخصص يا رشته تحصيلي نيست و اساتيد بسيار سختگير و منظم هستن و معمولا دانشجويان اين رشته فرصت سر خواراندن ندارند (البته اگر بخوان درس بخونن نه مثل بعضي ايراني هاي عزيز ).

چالشهاي كسب و كار و فعاليتعاي تحقيقاتي و عملياتي كه بسيار نزديك به محيط كار هست و شرايط مديريت رو براي دانشجو بوجود مياره . فارغ التحصيل اين رشته بيشترين خاطرخواه رو توي جهان دارند و از لحاظ دستمزد هم بالاترين ها هستن. انتظار از يك فارغ التحصيل MBA  مثل يك مهندس يا پزشك يا .... نيست بسيار بالاتر ه

چون وقتي از MBA  صحبت ميشه يعني كسي كه در زمينه خودش مثلا مهندسي در سطح قابل قبولي از تخصص هست و در ضمن در زمينه هاي : مديريت مالي ، اقتصاد ، مديريت عمليات ، مديريت كيفيت ، مديريت منابع انساني ، حسابداري ، روانشناسي ، ارتباطات ، سرمايه گذاري ، بازار ، مهندسي و مديريت سيستمها ، فناوري اطلاعات و مديريت سيستمهاي اطلاعاتي ، تحقيق و آمار گيري، مهارتهاي ارتباطي زبان انگليسي ، مكاتبات و سخنراني  و ارائه ، حل مساله و مديريت تصميم گيري ، طراحي سازماني و رفتار سازماني و.....   توانايي كار دارد و از او انتظار ميرود كه تجربه و نظري داشته باشد . در اصل اينها درسها و مطالبي هست كه ارائه ميشه و بايد خواند.

به عنوان نمونه بايد هر روز روزنامه خواند و اساتيد از اخبار اقتصادي  و كسب وكار ميپرسن . يادمه چند ماه پيش روزي كه اوباما به هند آمد و حداقل هشت ميليارد دلار سطح تراز تجاري هند و آمريكا رشد كرد ، روزنامه ها نوشتند بزرگان MBA جهان در هند و اشاره به يكي از گروه هاي همرام اوباما داشتند كه تركيبي از   400  فارغ التحصيل و مدير MBA معروف جهان داشت  كه همراه اوباما بودند و نتايجش رو هم ديديم در اولين قدم هند با ايران سر پول نفت به مشكل خورد و در جايي اوباما گفت كه ما علاقمنديم كه حتي در زمينه اموزشي با هند همكاري بيشتري كنيم چون سيستم بسيار وسيعي در هند هست و ميتونه به ماهم كمك بكنه . 

دوره ها و سيمنارهاي بسيار زيادي براي دانشجويان برگذار ميشه ، به طور ميانگين در كالج ما هر ماه يك ميهمان آمده و مثلا در زمينه فاركس و بازارهاي مالي بود ، يك روز در مورد وضعيت بازار محصولات IT و بخصوص نر م افزار بود كه ارائه دهنده سابقه كار در اراكل ، و آي بي ام رو داشت و در حال حاضر مسئول فروش خاورميانه شركت اينفوسيس بود . من كه لذت بردم (البته اينا بستگي به كالج هم داره و بعضي دوستان هم كه اصلا شركت نكردند)

بهر ترتيب بعد از سالها به اين نتيجه خواهيم رسيد كه مديريت در دوره جديد از همه تكنولوژي ها مهمتر هست و دليلش اينه كه منابع محدود و نيازها بالاست . مثلا اواخر قرن گذشته و اوايل اين قرن به راحتي جنگ انرژي رو ديديم و امروز جنگ آب هم داره اضافه ميشه . در اين زيمنه بحث بسيار هست و مشكل ايران اينه كه درزيمنه علوم انساني بخصوص مديريت بسيار ضعيف هست و مديران مياني و ارشد سيستمها بي سواد ، ناكارآمد و بطور اصولي آشنايي با مفاهيم مهم مديريت ندارند و مديريت پدرسالاري در ايران يا همان سيستم ديواني بسيار ريشه عميق تاريخي داره .  بطور تاريخي جامعه ما كه ماهيتي كارگري و سنتي داره تمام پدران و مادران به دنبال زندگي "زندگي نكرده " خود هستن و تلاش ميكنند كه آرمانهاي خود رو در بچه ها متبلور كنند ، مثلا بچه موسيقي ميخواد يا روانشناسي دوست داره ولي چون تو ايران پول توش نيست بايد  مهندس يا دكتر بشه چون باباش در ناخودآگاه ذهني بخاطر داره كه همواره پزشك و مهندس سيستم مرجع ذهني اون بودن و بسيار قابل احترام  و اين تصور يك تصور معروف در جوامع روستايي به حساب مياد كه در ديدگاه هاي بازاريابي سطح كلان پزشك و مهندس رو مرجع و مد براي جوامع روستايي ميبيننن كه تاثير زيادي در نحوه مصرف كنندگي اين جوامع دارند. بخدا ما نياز به مدير داريم و علوم انساني .

اگر فقط دنبال مدرك هستين يا حوصله ندارين  اصلا به طرف MBA  نرين چرا كه در بهترين حالت بايد دردسر واحد پاس كردن سنگين و هزينه هاي آون رو بكشين .چرا كه هزينه تحصيل در MBA  از بقيه رشته ها بالاتر هست . در منطقه هند و مالزي معروفترين و بهترين MBA  رو دارند و قيمتشون در حدود 10000 هزار دلار يا بالاتر هست . و تعدا درسها هم بسيار بالاست پس چرا بي خود علاف بشين يه فوق علوم كامپيوتر كلا 7000 دلار هزينه ميبره و هر ترمي هم 4 تا درس خوبه ديگه .

بهر ترتيب هموطنان خودمون رو داريم ميبينيم كه بعضي هاشون همه چي ميدونن ولي سيلابس خودشون و تحصيل رو كلا قاب كردن همون طاقچه خونشون هست كفايت ميكنه . بخدا MBA  اين نيست . البته صلاح مملكت خويش خسروان دانند ما هم نه پيغمبريم نه مصلح فقط يه دانشجوي كه يه كم .......

 گرايشها و دروس در MBA 

تعداد گرايشهاي براي اين رشته بسيار زياد هست ولي در خيلي جاها در 4 گرايش اصلي ارائه ميشه مثل هندوستان ، و اين چهار گرايش شامل :

1. سيستم يا فناوري اطلاعات System (Information Technology )

2.مديريت مالي Financial Management

3. مديريت منابع انساني  Human Resource Management

4. مديريت بازاريابي Marketing Management 

در سال اول دروس مشترك به حساب مياد و هر ترم 7 درس براي دانشجو هست كه سال اول كلا 14 درس به همراه پروژه تابستاني(يكماه Internship Project ) كه اجباري هست 

سال دوم مبتني بر Specialization  يا همون تخصص هست و دانشجو ميبايست در يك زمينه تخصص بگيره . در هند براي MBA  هر دانشجو 2 تخصص ميتونه داشته باشه كه از چهار گزينه بالا هستن . در هر زمينه تخصص 5 درس ارائه ميشه و 2 در س هم در ترم 3 و4 براي كل دانشجوها اجباري هست

مثلا در ترم آينده با توجه به تخصصهاي ماركت و سيستم بنده بايد

3 درس سيستم

2 درس ماركت

2 درس كلي

رو بخونم وترم 4 برعكس ميشه (2 درس سيستم ، 3 درس ماركت ، 2 درس عمومي )

ترم اول : 

First Semester Syllabus 

 1.Organization Behavior
رفتار سازماني
2.Accounting for Manager
حسابداري و مباني مديريت مالي
3. Business Perspective or Business Environment
فضاي كسب  و كار و آشنايي با قوانين شركت و محيط كاري و مديريتي و اقتصاد كلان
4.Managerial Communication
ارتباطات و راوابط عمومي و مديريتي . نامه نگاري ، سخنراني ، گزارش و....
5.Managerial Economic or Microeconomics
 اقتصاد خرد و بازار و تئوري هاي شركتها
6.Mathematic or Bu mastic (Mathematic and Statics)
رياضيات و آمار و احتمال (از ماتريس و مشتق گرفته تا آناليزهاي آماري حرفه اي )
7.Information Technology or   MIS ( Management Information System)
فناوري اطلاعات ، از كامپيوتر تا سيستم اطلاعاتي ، سيستمهاي مديريت اطلاعات  و سيستمهاي گسترده تا بانك اطلاعاتي و بخشي هم امنيت


اينا رو ما  ترم اول خونديم ، خدايي سنگين بود و هر كدوم يه زبان تخصصي داشت و در ترم دوم كه غوغايي بود

خدايي شكر ميكردم به درساي ترم اول ، ترم دوم هر كتابي 350 صفحه و سنگين و همش هم مطلب امتحاني


Second Semester Syllabus : 
1. Quantitative Methods & Operations Research  

تحقيق در عمليات كه در ايران شايد  1 و 2  داشته باشه ولي اينجا همش يه درس سنگين و يكپارچه ارائه ميشه

2.Human Resource Management or HRM
مديريت منابع انساني و تئوريها
3. Financial Management 
مديريت مالي و ساختار مديريت سرمايه ، تقسيم سود ، قيمت سهام ، مديريت صندوق ، مديريت سرمايه درگردش ، سيستم تصميهاي مالي و ارزش زماني پول و.....
4.Marketing Management
مديريت بازاريابي و آشناييي با تحقيق در بازار ، كالا و سيستمهاي توزيع و سيستم هاي بازاريابي تركيبي ورفتار مصرف كنندگي
، سيستمهاي جديد بازاريابي مثل اينترنت و مدلهاي شبكه اي ، بازاريابي روستايي
5.Legal Aspects of Business or Business Low
قوانين تجارت و كسب و كار در هند ، بامقدمه اي بر قانون اساسي هند شامل 9 مجموعه قانون مهم : فناوري اطلاعات ،قراداها ، شركتها ، خريد وفروش ، دسترسي به اطلاعات ، حقوق بشر و زنان ، امتياز و كپي رايتها و....
6.Production and Operations Management
مديريت عمليات و توليد ، از مكان يابي گرفته تا مديريت كيفيت ، تعميرنگهداري ، شيوه هاي توليد و....
7.Research Methodology & Technical Writing
شيوه تحقيق و نگارش گزارشات  . درس خيلي باحال كه يك فصل كامل رياضيات و آمار داره و حداقل 20 نمره سوال رياضي در امتحان هست


اينا رو ما  ترم دوم  خونديم  و امتحان هم داديم خيلي سنگين و سختگيرانه و سطح زبان نيز بالاتر و خيلي تخصصي تر
توي درس قانون كه اصلا يكسري اصطلاحات ميبينيد وحشتناك . مثل كتاب قانون خودمون كلمات بسيار ادبي و قانوني و سنگين
ولي خوبي كه MBA  داره اينه كه براي پيشرفت زبان در سطح عالي كمك ميكنه ة با فرآيندهاي استخدام و سيستمهاي مالي جهاني آشنا ميشي ، بحث هاي كلا جهاني هر روز توي درسها هست و....
توي امتحان معمولا سوال 15 نمره اي و اجباري از يك نمونه واقعي مياد كه بايد جواب برين . مثلا در درس مديريت عمليات پروژه تاكسي شهري نيويورك كه قراره در سال 2012 شروع بشه و تا سال2017 كه سيستم الكتريكي خواهد شد با همكاري شركت نيسان  و همچنين مزايا يا  معايب و..... كه بايد ما بررسي ميكرديم . يا سوال امتحان داخلي ماركت 15 نمره اي در مورد تلاش فيس بوك براي ايجاد سرويس ويدئو بود كه ايا اين مفيد به فايده هست و آيا ميتونه يوتيوب رو شكست بده و ايده شما چي هست
 
 در پست بعدي به ترم 3 و 4 هم اشاره ميكنم . مطلب سنگين شد خوندنش حال ميخواد كه كمتر ايراني داره .
شاد باشيد در هر جا كه هستين .

اشاره به مطالب با ذكر منبع مانعي ندارد . لطفا رعايت كنيد من وقت ميذارم مينويسم

لينكهاي زير براي دانلود چند كتاب مفيد زبان و دانلود فايل صوتي آموزش زبان هست

1. دانلود مجموعه لغات 504 معروف همراه با معني

2. آموزش گرامر

3.دانلود نمونه امتحان و آموزش صحبت كردن در امتحان ايلتس    

4.دانلود فايل شنيداري از كتاب Listening



اینجا هند است یا همان ایندیا

طبق معمول بیداری های شبانگاهی هدیه سالهای زندگی ایرانی دست از سرت بر نمیداره و مخصوصا بعد از بیداریهای ایام امتحانات شب رو به راحتی با خوندن یه کتاب یا پشت کامپیوتر به صبح میرسونی . صدای اذان صبح  شاید نوید یک آغاز مجدد بدون لحظه ای چشم برهم گذاشتن باشه و آواز مرغ عشقهای ساکن درختان کوچه دعوت مجددی برای تماشای طلوع آفتاب در سرزمینی وسیع به تو میده . قدم به بالکن میگذاری و آرام ارام صدای آب و جاروی زنانی را میشنوی که در حال رفت و روب ورودی خانه ها هستند و آفتاب که نوازشی بیشتر از چشمک  دارد و میبینی چگونه مصمم این قوم هر روزصبح جهدی به نقاشی اشکال مذهبی در ورودی منزلشان دارند تا خداوندگارشان آنها را از شر شیاطین در آنروز حفظ کند . ذره ای گچ و طرحی جدید برای امروز از میان تمام زیبایی هایی که برای مثلها , مربع ها , مستطیل ها و دایره ها میتوان متصور شد با هنرمندی زنان و فقط زنان به تصویر کشیده میشود , و تلاش هر روزه روزنامه فروش برای پرتاپ روزنامه صبحگاهی به طبق سوم خانه همسایه و حداقل سه خطای پرتاپ بدون امتیاز , و تمام بایا های راننده اتو (ریکشا) که موتور را روشن میکنند و غرغر شروع میشود وتلاش بی وقفه برای تولید صدا و اینچنین ما صبحمون رو آغازیدن میکنیم در تداوم جریانی عظیم به نام هند  .  مهمانی ناخوانده به نام سنجاب با چالاکی خاصی از کنارت میگذره گویی راهزنی است که میخواد چرت تو رو پاره کنه و ده قدم اون طرف تر با انگاه طنز آلودی به نظاره تو مینشینه و با چیزی در دستانش بازی میکنه . آفتاب از افقی کاملا وسیع و مسطح به وسعت یک شهر طلوعی حیره کننده داره و تازه متوجه حرکت سریع ابرها میشی و تعجب مداوم از این حرکت سریع . گویی جریان زندگی اون بالا ها شور دیگری درسر داره و تلاش میکنه که نور خورشید رو بپوشونه وامروز هم شاید نبردی دوباره بین باران و آفتاب در این فصل عجیب .

چای هندی در این دم حال دیگه ای داره و امروز نباید خوابید تا خواب منظم بشه . امروز برای من تعطیلی هستش و صبحانه ای با نان تست و نمیرو.

صدایی میاد گویی غریبه ای به حریم خانه امده و سگهای کوچه و صاحبخانه واکنشهای سریعی میدن و میهمانان جدیدی امروز به غربت ما پا میگذارند . حدس شما رو نمیدونم ولی اینکه چهار تا میمون کاکل زری بر و بر دارن نیگات میکنن و  تو هم همینجور , اولین تصور ذهنی من یادآوری داروین بود , آره جالبه , بعدش فکر میکنم اینا از کجا اومدن و این دوستان چیره دست و سارقان بازیگوش فقط دنبال لحظه ای غفلت برای به هم ریختن خونه وزندگی شما هستن و زن همسایه فقط به واکنشهای شما میخنده و داره خوشحالی خودش رو از تعجب شما نشون میده دمپایی در خونه رو دستش گرفته و اون یکی از اون میگره و خلاصه زندگی میشه و .....

راستی ما در کجای این دنیا قرار داریم , صدای تفکرات و تاملات ما حتی به گوش خودمون هم نمیرسه و دنیا رو میبینی که با صدای بلند داره فکر میکنه یا لااقل داره صدای فکر کردن درمیاره و ما خمهای کوچه اول رو هم داریم برمیگردیم به عقب و بازی ما مار پله خونه اوله به خونه اوله . 

من که تلاشم برای جمع توشه ای شاید اندک ولی مفید برای سرزمینی است که اونرو وطن مینامم بقیه رو نمیدونم و تلاشم برای آبرو داری و بالا نگه داشتن این اسم زیباست یعنی ایران .

در ایام دارم CCIE  کار میکنم و مروری هم بروی CCNP و کلا شبکه .

این ترم درسی به نام مدیریت  فرآیند و تولید داشتیم  Production and Operation Management  

که ترکیبی داره از فازهای اولیه تولید و مکان یابی کارگاهی , مدیریت فرآیند و مطالعه کار و سنجش کار , استانداردهای کیفی و سیستم مدیریت کیفیت بخصوص ISO , TQM , مدیریت تعمیر و نگهداری , مدیریت تولید , روش های تولید , سیستمهای جدید تولید و کلا بحثهای اینچنینی .

در ضمن تجربیاتی هم در شبکه دارم و همچنین دوره ای به دنبال اجرای ISMS  و   BS17779 یا ISO17779

واستاندارد امنیت شبکه بودم و دو مورد به اهداف نزدیک شدم .

نتیجه کلی با توجه به این درس و تجربه اجرایی برای من این بود که ISMS  یا ISO  در این زمینه بسیار ضعیف طراحی شده و جای کار بسیاری داره. توی همین درس این ترم بطور عمیقی استانداردهای کیفی رو خوندم و تازه فهمیدم ژاپن یعنی کجا .

ژاپن یعنی جایی که کیفیت یعنی همه چیز و تقریبا تمام فصول استاندارد  و تعمیر نگهداری حرف اول رو ژاپنی ها میزنن مثل ,TQM , 5 S House Keeping  , TPMو از این قبیل  که همه از تویوتا آمده و مثلا آمریکایی ها چیزی مثل 6 سیگما یا 6Sigma دارند که موتورولا اجرا میکرده .

در بحث شبکه ما بحث استاندارد رو داریم ولی اگر روزی قدم به اجرا بذارین و شبکه هم بدونین متوجه خواهید شد طراحان شاید فقط استاندارد و کیفیت میفهمند نه شبکه نه کامپیوتر و دنیای فناوری اطلاعات قابل درک برای اونها نبود و این یعنی جای کار بسیار سنگین . مرد راهش بره کلنگ بزنه .

ما که پایه هستیم خفن و ماشین رو دارم سرویس میکنیم راه بیفتیم . به امید حق