فصل بارونهاي هند شروع شده و ما هم از اين ماجرا بي نصيب نمونديم . هر چي قبلا براي بارون شعر خونديم ودعا كرديم الان داريم به چشم ميببنيم. بارونهايي كه توي فيلم نشون ميدن اصلا با اين بارونهاي فصلي قابل مقايسه نيست . مثل اينكه اسمون دوست داره تمام بارون رو چند لحظه بريزه سر ملت ولي ميبيني چند ساهت طول ميكشه با حجم بالا و هر روز مياد و چتر هم كلا چيز بدرد نخوري ميشه .

امروز تگرگ باريد و كلي حال كردم چون خيلي وقت بود نه برف ديدم نه تگرگ و اين براي هندي ها خيلي عجيبه كه تگرگ بياد .

ولي جالبترين چيزي كه ديدم مساله گياهخواري در اين كشور پهناور هست . اين جا غالب مردم به دلايل مذهبي و فرهنگي Vegetarian  هستن يعني مواد عذايي گياهي  مثل برنج و لوبيا و... مصرف ميكنن  واصلا گوشت نميخورن چه قرمز چه سفيد .

بخش ديگه گوشت سفيد و غذاهاي دريايي  ميخورن ولي گوشت قرمز هرگز

بخش بعدي گوشت قرمز ميخورن كه بيشتر مسلمانان هستن و بعضي ها هم گوشت خوك ميخورن كه معمولا مسيحي هستن.

اما بخش جالبش مربوط به گياه خواري سگهاست . اين مردم به سگها استخوان هم نميدن چه برسه به مواد گوشتي و اين رو بد ميدونن و اگر شما به سگي گوشت بدي باهات رفيق ميشه خفن و اون روز برگ زرين خاطرات زندگيش خواهد بود . 

اينجا كشتار اصلي روزهاي شنبه انجام ميشه و قصابي ها براي مسلمانهاست و بيشتر گوشت بز به چشم ميخوره . روزهاي سه شنبه هم خيلي ها اصلا گوشت نميخورن چه گوشتخوار چه گياهخوار

معمولا توي روز همش ملت دارن غذا ميخورن - با توجه به جمعيت - و صبحانه هم برنج ميخورن كلا 4 وعده غذايي دارن يا سه وعده كه غالبا برنج جرئ اصليش به حساب مياد  و انواع و اقسام دكه ها و رستورانهاي سرپايي براي خوردن سريع غذاي بسيار تند به چشم مياد كه ما حتي نگاه هم نميكنيم ....

ذائقه ما در طول ادوار خيلي لطيف شده و غذاي ما براي اينها بسيار شيرين به نظر مياد چون پر از فلفل و ادويه هاي عجيب غريب بخصوص زردچوبه نيست . هند بزرگترين صادر كننده ادويه  و بخصوص زردچوبه هست و دومين صادر كنند برنج بعد از چين .

اينجا شيريني و شيريني فروشي مثل ايران نيست و شيريني ها بيشتر مثل شيريني هاي يزدي خشك هست ولي باكيفيت پايين و بعضي هاش هم فلفلي -جالبه- و شيريني خامه اي و كيك كه خامه داشته باشه خيلي كمتر هست و بايد از جاي مطمئن خريد . سليقه هم كه در حد مرگ پايينه و تازه داره شكل ميگيره .

در بهترين رستوران ايراني  كه اينجاست چند بار ديدم كه هندي ها ميان فقط براي اينكه جوجه كباب رو تست كنن و با و حس عجيبي ميخورن يا اقوام رو براي آزماي يك غذاي ايراني ميارن و براي ما جالبه چون سواي كيفيت و مزه ، قيمت غذاي ما حداقل 5 برابر يك غذاي هندي ميشه  

در هند كلا پيتزا چيز بسيار جديدي به نظر مياد در بهترين حالت پيتزايي كه ميخورين شبيه نون بربري كلفت و با حداقل مواد تركيبي و كمي هم تند و خيلي نسبت به بقيه غذاهاشون گرون هست . پيتزا HUT  و دومينو معروفتين هاشونه كه قابل مقايسه با يه ساندويچي مزخرف توي خيابون انقلاب  يا حوالي ميدون راه آهن هم نيست چه برسه بخواي با مثلا  پيتزا آرد سر ناهيد غربي توي جردن مقايسه كني يا با پيتزا پستو . اصلا نميشه تصور كرد و ساندويچي ها همون مك دوناد و كي اف سي هست . كه براي جشن تولد ميان اينجا . خوب نداشتن بنده هاي خدا . 

البته نگران نشيد چون اينجا سر گرمي هست ولي خوب تفاوت فرهنگي دارن ديگه چه ميشه كرد ، مثلا اينجا برياني هست كه تركيبي از برنج و مرغه و براي پخت بعد از سرخ كردن سريع مرغ و مخلفات  با ادويه و رب گوجه اونرو توي برنج ميريزن و برنج رو دم ميكنن كه شبيه استانبولي خودمون ميشه . معمولا رستورانهاي مسلمانان داره و اگه تميز باشه خيلي خوشمزه است و كمي تند . يا جوجه كباب رو يه مقدار متفاوت درست ميكنن ولي خوبه ميشه خورد . اينو گفتم فكر بد نكنين . البته من يه پا اشپز هستم و مشكلي ندارم  و به دوستان حالي ميدم .

اينا رو نوشتم چون همش علمي مينوشتم و براي اشنايي با شرايط اينجا لازمه.

موفق باشين