ما چرا بر عكسيم
يك حساب سر انگشتي ميشه گفت همه چيز براي ما ايرانيان بيچاره و فلك زده در هر جاي جهان تقريبا 2 برابر شده ست . از خريد مواد و تجارت گرفته تا يك زندگي محقر دانشچويي ساده در هند و بنگلور . البته شاغلين عزيز رو عرض نميكنم .
هند در مقايسه با ايران و خيلي از كشورهاي ديگر كشور ارزاني است ولي براي من ايراني با روپيه 40 توماني يعني مرگ و درد . يك هفته است كه صرافي هاي عزيز نرخهاي نزديك به 40 تومان رو مزه ميكنند و بعضي ها هم كه دوستان را نقره داغ كرده اند . يكي دو صرافي حدود 37 تومان انتقال دادند .
در عجبم چطور است كه هر چه ماداريم نابود ميشود و هرچه اينها دارند بهتر ميشود ، خارج عجب جاي غريبي است . بيشتر از يكسال است در اينجا منتظرم قيمت چيزي تغيير كند ، مثلا گوجه ميشود كيليويي 20 روپيه و دوباره ميشود 10 روپيه و نوسان دقيقا بخاطر تغيير فصل و كمبود اتفاق مي افتد ولي بازگشت قيمت داريم .
در ايران ياد گرفتيم كه هر وقت چيزي گران شد يعني گران شد و ديگر بازگشتي در كار نيست گويي ارباب اقتصاد در ايران براي تك نرخي كردن فقط گران ميكند و بازي با قيمت فقط مزه مزه كردن مذاق مشتري است وبس .
در اينجا وقتي چيزي گران ميشود خيلي ساده مردم خريد نميكنند و اصلا عادت ندارند چيزي را انبار كنند، برخلاف ما ايراني ها كه هر چي ميخريم فقط انبار ميكنيم يعني احتكار . قانون تقاضا law of Demand به سادگي يك اصل اقتصادي را بيان ميكند عزيزم قيمت كه بره بالا تقاضا يا همان خريد مياد پايين و در مورد چند كالا استثنا دارد همين و به همين سادگي .
در راستاي اينكه ما همه قيفها را بر عكس استفاده ميكنيم قانون تقاضا هم براي ما بر عكس است و هر چي كه گران ميشود بلقيس خانوم صغري خانوم آتش بيار معركه ميشوند و موج خريد گسترده راه مي افتد . بابا هيچ كس خوب يا بد از گرسنگي نمرده است و سوپر هميشه جنس براي شما دارد نگران نباشيد. قرار نيست شما سوپر محله را جارو كنيد و در خانه انبار كنيد .
اين همه در كتابهاي ما شر و ور در مورد اخلاقيات نوشته ميشود خوب كي و كجا و دقيقا كجا بايد از اينها استفاده كنيم . در همين هند و بنگلور هم وقتي به مركز خريد ميريم ايرانيان عزيز يك تريلي لازم دارن تا مواد و خريد هاشون رو بخونه انتقال بدن ، بابا مگه 2 نفر يا يك نفر چقدر مصرف دارن. توي اين محله ها خانواده هايي هستند كه با چوب و ذغال غذا درست ميكنند .
استاد هاي ما نه ماشين ندارن ، حقوقشون از خرج ما در هند خيلي كمتره ولي از 9 صبح تا 5 بعدالظهر فقط توي كالج هستند و دراختيار شاگردان و نه عصبي ميشوند نه غر ميزنند فقط فكر ميكنند و در توان خودشون دانشجويان رو راهنمايي ميكنند ، اين ما هستيم كه كمتر سراغشون ميريم. حتي به فكر شغل دوم هم نيستند و اهل دودره بازي و لايي بازي هاي كارمندي ايراني نيستن.
كثيفي و پلشتي خوب نيست ولي بخدا قناعت و صرفه جويي و انظباط براي اين فرهنگ هزار تيكه شده ما لازم است و هيچ نيرويي و هيچ قدرتي توانايي اصلاح ندارد مگر خود همين هايي كه خودمان را مردم مي ناميم .
بقول شاعر : كجاي اين شب تيره بياويزم قباي ژنده خود را .
غمباد گرفتيم اينقدر در زندگي فقط تجربه كرديم كي فارغ التحصيل ميشيم خدا ميدونه . واضح هست كه هيچ كس چه خارجي ، هندي ، آمريكايي، اروپايي، سفيد، سياه راضي نيست عقب گرد بكنه ولي ما در گذر دوران به عقب بر ميگرديم . چرا چون نميخواهيم ساده ترين اخلاق مان رو عوض كنيم . اصلا ربطي به سياست و تحريم و ساير توجيه هاي ديگر ندارد ، تا وقتي به ميوه فروشي ميريم افتخارمون اينه كه سه كيلو سيب رو يكجا بخريم همينه خوب ميخواهيم چي رو نشون بديم. اينجا اول سنگ نيم كليويي رو ميذارن، 4 بار كه يك كيلويي خريد ميكني فروشنده فكر ميكنه 10 سر خانوار داري يا اينكه اينا رو كه ميخري داري خيرات ميكني .
ملت اينجوري زندگي ميكنن ، تو خيابون طرف شغلش اينه كه قاچ هندوانه ميفروشه ، مثل ما كه هندونه ميخريم كامل بعد فروشنده ايراني كلي هم جو ميده كه بزرگ رو برداريم بعدش سفيد هم باشه كه هيچ . اينجا قبل از وزن كردن چك ميكنه سفيد باشه همونجا ميندازه دور يكي ديگه براي شما مياره و فقط يك تا دو كيلو نه ده كيلو .
عزيزم ملت اينجوري زندگي ميكنن ، آره ..........
خارج اومدن همه كه شده داستاني براي خودش ، بقول شاعر : هر كسي از ظن خود شد يار من
حكايت ما ايراني هم هم با مساله خارج همينه . ديدگاه ما ايراني ها در مورد خارج كشور :
1. يك عده فكر ميكنند خارجي ها همه خراب هستند ......
2.يك عده فكر ميكنند خارجي ها همه مست و لايعقل هستند
3. يك عده فكر ميكنند خارجي ها اصلا خانه و خانواده سرشون نميشه
4. يك عده فكر ميكنند خارجي ها همه مواد مخدر مصرف ميكنند و ماري يونا .و.....
5. يك عده زيادي هم فكر ميكنند خارجي ها خيلي كارشون درسته و آخر هميه چيز هستند
من كاري به ديدگاه افرادي مثل 4 گروه اول ندارم كه مثلا يه بار از ايران خارج ميشن و تمام خاطراتشون مربوط به همون بخشي هست كه خودشون تجربه كردند .!!!!!!!!!!!!!!! حالا كجا تشريف بردند تايلند .............
من بيشتر در مورد اين ميخوام بگم هموطن ، دوست عزيز ، مهربان من ، يك خارجي فقط يك آدم سخت كوش است كه در زمينه خودش تخصص داره و در بقيه زمينه ها خيلي راحت ميپذيره كه هيچي حاليش نيست و اگر علاقه داشت ان را دنبال ميكند و در ساعاتي كه كار ميكند فقط كار ميكند و در ساعاتي كه تفريح ميكند فقط به آن مي پردازد و اصلا هم انگيزه اي براي بحث هاي سياسي و ديني ، عرفاني و نظريه هاي ماكس پلانك و مكانيك كوانتومي يا روش حل مساله كوله پشتي از طريق فلان را ندارد و كلا علاقه اي به نظريه پردازي اجتماعي ندارد و....
اما مهمترين بخش رفتاري يك خارجي - حداقل در 10 مليت ديده ام - بخش مربوط به مسوليت اجتماعي است يا همان Social Responsibility كه يك فرد به عنوان بخشي از اجتماع چه در محيط كار چه در محيط اجتماع خود را وابسته و عضوي از اجتماع مي بيند و خيلي ساده دلش چون به حال خودش ميسوزد پس دلش به حال جامعه اش هم ميسوزد و چون خودش را دوست دارد پس جامعه اش رو هم دوست دارد .
ما هم كلا در خودمون تضاد داريم و صد رحمت به شتر مرغ ما .................
آقا دلمون خيلي گرفته ..................... لطفا شما بخودتون نگيرين قاعدتا شما نسخه تكي هستين كه با بقيه فرق دارين ، باور كنيد. اصلا شما الان چرا نشستيد مگر نشنيدين كه خوشگلا بايد برقصن . اينو گفتم حالتون عوض بشه.......lol