اوضاع و احوالي شده ، از يك طرف دلار با سرعتي مثل سرعت نور بالا ميرود و از طرفي هياهوي تحريم ها ما را احاطه كرده است. همين دو ماه پيش قيمت روپيه 25 تومان بود و الان روپيه 40 تومان  در هند و بنگلور مبادله ميشود .شهر هاي ديگر هند را نميدانم ولي قاعدتا قيمت روپيه مثل قيمت در بنگلور بايد باشد چون دوستان معمولا در چند شهر دفتر دارند و قيمت گذاري قاعدتا بايد يكسان باشد.

يك حساب سر انگشتي ميشه گفت همه چيز براي ما ايرانيان بيچاره و فلك زده در هر جاي جهان تقريبا 2 برابر شده ست . از خريد مواد و تجارت گرفته تا يك زندگي محقر دانشچويي ساده در هند و بنگلور . البته شاغلين عزيز رو عرض نميكنم .

هند در مقايسه با ايران و خيلي از كشورهاي ديگر كشور ارزاني است ولي براي من ايراني با روپيه 40 توماني يعني مرگ و درد . يك هفته است كه صرافي هاي عزيز نرخهاي نزديك به 40 تومان رو مزه ميكنند و بعضي ها هم كه دوستان را نقره داغ كرده اند . يكي دو صرافي حدود 37 تومان انتقال دادند .

در عجبم چطور است كه هر چه ماداريم نابود ميشود و هرچه اينها دارند بهتر ميشود ، خارج عجب جاي غريبي است . بيشتر از يكسال است در اينجا منتظرم قيمت چيزي تغيير كند ، مثلا گوجه ميشود كيليويي 20 روپيه و دوباره ميشود 10 روپيه و نوسان دقيقا بخاطر تغيير فصل و كمبود اتفاق مي افتد ولي بازگشت قيمت داريم .

در ايران ياد گرفتيم كه هر وقت چيزي گران شد يعني گران شد و ديگر بازگشتي در كار نيست گويي ارباب اقتصاد در ايران براي تك نرخي كردن فقط گران ميكند و بازي با قيمت فقط مزه مزه كردن مذاق مشتري است وبس .

در اينجا وقتي چيزي گران ميشود خيلي ساده مردم خريد نميكنند و اصلا عادت ندارند چيزي را انبار كنند، برخلاف ما ايراني ها كه هر چي ميخريم فقط انبار ميكنيم يعني احتكار . قانون تقاضا law of Demand  به سادگي يك اصل اقتصادي را بيان ميكند عزيزم قيمت كه بره بالا تقاضا يا همان خريد مياد پايين و در مورد چند كالا استثنا دارد همين و به همين سادگي .

در راستاي اينكه ما همه قيفها را بر عكس استفاده ميكنيم قانون تقاضا هم براي ما بر عكس است و هر چي كه گران ميشود بلقيس خانوم صغري خانوم آتش بيار معركه ميشوند و موج خريد گسترده راه مي افتد . بابا هيچ كس خوب يا بد از گرسنگي نمرده است و سوپر هميشه جنس براي شما دارد نگران نباشيد. قرار نيست شما سوپر محله را جارو كنيد و در خانه انبار كنيد .

اين همه در كتابهاي ما شر و ور در مورد اخلاقيات نوشته ميشود خوب كي و كجا و دقيقا كجا بايد از اينها استفاده كنيم . در همين هند و بنگلور هم وقتي به مركز خريد ميريم ايرانيان عزيز يك تريلي لازم دارن تا مواد و خريد هاشون رو بخونه انتقال بدن ، بابا مگه 2 نفر يا يك نفر چقدر مصرف دارن. توي اين محله ها خانواده هايي هستند كه با چوب و ذغال غذا درست ميكنند . 

استاد هاي ما نه ماشين ندارن ، حقوقشون از خرج ما در هند خيلي كمتره ولي از 9 صبح تا 5 بعدالظهر فقط توي كالج هستند و دراختيار شاگردان و نه عصبي ميشوند نه غر ميزنند فقط فكر ميكنند و در توان خودشون دانشجويان رو راهنمايي ميكنند ، اين ما هستيم كه كمتر سراغشون ميريم. حتي به فكر شغل دوم هم نيستند و اهل دودره بازي و لايي بازي هاي كارمندي ايراني نيستن.

كثيفي و پلشتي خوب نيست ولي بخدا قناعت و صرفه جويي و انظباط براي اين فرهنگ هزار تيكه شده ما لازم است و هيچ نيرويي و هيچ قدرتي توانايي اصلاح ندارد مگر خود همين هايي كه خودمان را مردم مي ناميم .

بقول شاعر : كجاي اين شب تيره بياويزم قباي ژنده خود را . 

غمباد گرفتيم اينقدر در زندگي فقط تجربه كرديم كي فارغ التحصيل ميشيم خدا ميدونه . واضح هست كه هيچ كس  چه خارجي ، هندي ، آمريكايي،  اروپايي، سفيد، سياه راضي نيست عقب گرد بكنه ولي ما در گذر دوران به عقب بر ميگرديم . چرا چون نميخواهيم ساده ترين اخلاق مان رو عوض كنيم . اصلا ربطي به سياست و تحريم و ساير توجيه هاي ديگر ندارد ، تا وقتي به ميوه فروشي ميريم افتخارمون اينه كه سه كيلو سيب رو يكجا بخريم همينه خوب ميخواهيم چي رو نشون بديم. اينجا اول سنگ نيم كليويي رو ميذارن، 4 بار كه يك كيلويي خريد ميكني فروشنده فكر ميكنه 10 سر خانوار داري يا اينكه اينا رو كه ميخري داري خيرات ميكني .

ملت اينجوري زندگي ميكنن ، تو خيابون طرف شغلش اينه كه قاچ هندوانه ميفروشه ، مثل ما كه هندونه ميخريم كامل بعد  فروشنده ايراني كلي هم جو ميده كه بزرگ رو برداريم بعدش سفيد هم باشه  كه هيچ . اينجا قبل از وزن كردن چك ميكنه سفيد باشه همونجا ميندازه دور يكي ديگه براي شما مياره و فقط يك تا دو كيلو نه ده كيلو .

عزيزم ملت اينجوري زندگي ميكنن ، آره ..........

خارج اومدن همه كه شده داستاني براي خودش ، بقول شاعر : هر كسي از ظن خود شد يار من 

حكايت ما ايراني هم هم با مساله خارج همينه . ديدگاه ما ايراني ها در مورد خارج كشور :

1. يك عده فكر ميكنند خارجي ها همه خراب هستند ......

2.يك عده فكر ميكنند خارجي ها همه مست و لايعقل هستند

3. يك عده فكر ميكنند خارجي ها اصلا خانه و خانواده سرشون نميشه

4. يك عده فكر ميكنند خارجي ها همه مواد مخدر مصرف ميكنند و ماري يونا .و.....

5. يك عده زيادي هم فكر ميكنند خارجي ها خيلي كارشون درسته و آخر هميه چيز هستند

من كاري به ديدگاه افرادي مثل 4 گروه اول ندارم كه مثلا يه بار از ايران خارج ميشن و تمام خاطراتشون مربوط به همون بخشي هست كه خودشون تجربه كردند .!!!!!!!!!!!!!!! حالا كجا تشريف بردند تايلند .............

من بيشتر در مورد اين ميخوام بگم هموطن ، دوست عزيز  ، مهربان من ، يك خارجي فقط يك آدم سخت كوش است كه در زمينه خودش تخصص داره و در بقيه زمينه ها خيلي راحت ميپذيره كه هيچي حاليش نيست و اگر علاقه داشت ان را دنبال ميكند و در ساعاتي كه كار ميكند فقط كار ميكند و در ساعاتي كه تفريح ميكند فقط به آن مي پردازد و اصلا هم انگيزه اي براي بحث هاي سياسي و ديني ، عرفاني و نظريه هاي ماكس پلانك و مكانيك كوانتومي يا روش حل مساله كوله پشتي از طريق فلان را ندارد و كلا علاقه اي به نظريه پردازي اجتماعي ندارد و.... 

اما مهمترين بخش رفتاري يك خارجي - حداقل در 10 مليت ديده ام - بخش مربوط به مسوليت اجتماعي است يا همان Social Responsibility  كه يك فرد به عنوان بخشي از اجتماع چه در محيط كار چه در محيط اجتماع خود را وابسته و عضوي از اجتماع مي بيند و خيلي ساده دلش چون به حال خودش ميسوزد پس دلش به حال جامعه اش هم ميسوزد و چون خودش را دوست دارد پس جامعه اش رو هم دوست دارد .

ما هم كلا در خودمون تضاد داريم و صد رحمت به شتر مرغ ما .................

آقا دلمون خيلي گرفته ..................... لطفا شما بخودتون نگيرين قاعدتا شما نسخه تكي هستين كه با بقيه فرق دارين ، باور كنيد. اصلا شما الان چرا نشستيد مگر نشنيدين كه خوشگلا بايد برقصن . اينو گفتم حالتون عوض بشه.......lol