اين روزها امتحانات ميان ترم اول بود ومن در گير امتحانات بودم دوباره و از بابت تاخير معذرت ميخوام.

خبري كه اينروزها همه سوال ميكنن در مورد پذيرش مدارك هند و يا كيفيت زندگي و تحصيل در هند و اين قضيه ارزاني هنده .

در مورد هزينه زندگي قبلا نوشتم و قيمت خيلي از لوازم و مايحتاج مورد نياز رو دادم و اين رو هم گفتم كه هزينه ها بستگي به شخص داره. من اينجا ميبينم كسي رو كه با 250 هزار تومن داره زندگي ميكنه و كسي هم ماهي 800 هزار تا خرج ميكنه. در مقايسه باايران و يا 10 سال پيش هند بايد بگم ، نسبت به گذشته يك رشد قيمت در هند بوده كه الان ثابت شده وقيمتها مثل ايران ساليانه تغيير نميكنه. نكته مهم در مقايسه با ايران اينه كه هند از ايران ارزونتره و اينكه تورم ايران رو نداره ومشكلي كه ماداريم و اذيت ميكنه عدم ثبات ارزش پول مملكت ماست كه براي همه مهاجرين به كشورهاي خارجي دردسر ايجاد ميكنه. در اين شرايط مثلا توي يكسال گذشته خود من از برابري ريال با روپيه خيلي ضرر كردم و روزي كه اومدم روپيه 22 تومن بود ولي اين ماه روپيه 27 تومن انتقال داده ميشد . اون دوستاني كه به خاطر هر شرايطي در حال بيان مساله گراني در هند هستن قصيه رو وارونه جلوه ميدن . دوستان قيمت درهند ثابته ولي پول ما بي ارزش ميشه و تا به ثبات افتصادي نرسيم همش همينه. 

بعنوان نمونه  دولت  هند تلاش ميكنه كالاها با كيفيت هاي متفاوت و قيمتهاي متفاوت در اختيار مردم باشه و اينجا مردم با 10 روپيه يعني 260 تومن نهار ميخورن و مثلا برنج از كيلويي 10 روپيه هست تا 100 روپيه و.... وسعي در حمايت از قشرهاي مختلف جامعه داره . در مورد پوشاك ، وسايل زندگي ، و تحصيل هم همينه . همين قضيه رو من توي تركيه ديدم كه مثلا قيمت  لباس چقدر ارزون بود  و هركس با هر سليقه و پولي  ميتونه چيزي بخره. اينكه ما در ايران عزيز هر جنس بنجول رو چند برابر ميخريم كه واضحه و با قدم زدن در چند پاساژ معروف تهران ، از پلاسكو گرفته تا ميلاد نور شهرك غرب و صفويه و.... ميشه اين رو ديد كه يك نمايندگي معتبر و واقعي نيست و  هر اشغالي رو به خريدار قالب ميكنن به اسم كالاي خارجي مارك دار و توليدات خودمون هم كه تقريبا داره نابود ميشه .

آدم دلش ميگيره وقتي ميبينه با اين جمعيت زياد باز هم بدون نفت مديريت وجود داره و حتي بليط اتوبوس هم شرايط تخفيفي ماهيانه و ساليانه داره (كارتهاي مخصوص ) و تمام مسيرها بدون استثنا اتوبوس هست هم كولر دار هم بدون كولر و مدرنترين اتوبوسهاي ولوو رو اينجا ميبيني ، حس بدي داري .

بحث من تبليغ براي هند آمدن يا نيامدن نيست و حتي بخوام بگم اينا خوبن ، نه اينا هم مشكلات خودشون رو دارن ولي اصلا در سطح متفاوتي هستن. اينا به مشكلات فكر ميكنن و تلاش ميكنن كه حلش كنن و مثل مورچه كارگر كار ميكنن . ولي ما داريم عقب ميريم . اگر تجربه كاري نداشتم حرفم درست نبود ولي توي اون سيستم بودم  و همواره بهم ميگفتن چرا اينقدر كار ميكني ؟

همه مقصريم . ما از لحاظ ذهني تند و تيز تر هستيم ولي از لحاظ بازده و كيفي خيلي عقبيم . بحث هاي جامعه شناسي ، اقتصادي ، مديريتي و سياسي زيادي ميشه كرد ولي اينكه ما همش اينو به سياست بچسبونيم غلطه . ما در سطوح مديريتي نياز به آموزش داريم و تربيت مديران كارآمد . باز هم تاكيد ميكنم در بخشهاي دولتي ، خصوصي در سطوح مختلف تجربه كاري دارم و هميشه با اين قضايا مشغول بودم و مطالعات زيادي داشتم والان هم كه دارم ام بي آي ميخونم لمسش ميكنم.

مساله اصلي درس و رشته اقتصاد مساله معروف كمبود يا كميابي منابع هست و اقتصاد با روشهاي خودش به دنبال حل اين مساله هست ‌‌چه اقتصاد خرد چه اقتصاد كلان و نقش مديريت . ولي در ايران اصلا اقتصاد يك كالاي فانتزي و كتابخانه اي به حساب مياد.

مثلا الان ميگن توي هند ميشه مدرك دانشگاهي خريد  و يا اينكه كيفيت آموزشي پايين هست خوب اين رو فرض ميگيرم و ادامه ميدم :  فرض اول من اينه كه در ايران فارسي تدريس ميشه و اينجا انگليسي و اين خيلي فرق داره و منابع درسي در ايران كتابهاي ترجمه شده سالهاي خيلي دوره و اينجا منابع و كتابها معمولا از 2000 يا 2003 به بعد هستن (از جزئيات سيلابس ميشه براي همه كالجها و دانشگاهها فهميد). مثلا براي درس مدار الكتريكي كه درس مدرن و بايد علم روز باشه هنوز هم كه هنوزه كتاب جبه دار لاماني رو تدريس ميكنن و مدار منطقي هنوز هم كتاب موريس مانو رو ميگن . سال گذشته همكلاسيم رو ديدم و مشغول تدريس در يكي از دانشگاههاي خوب ايران هست (از كانادا دكترا گرفته)  گفتم چه ميكني با تدريس جواب دردناكي داد و گفت همون موريس مانو كه توي مدار منطقي خونديم يادته ، الان دارم همون رو درس ميدم.

 فرض دوم من: توي ايران 4 تا سوال ميدن با 2 صفحه كه بنويسي ، اينجابراي ميان ترم اول  يه 6 صفحه مدون و مخصوص اول ميدن بعد برگه هاي اضافه و.... و براي امتحان نهايي ترم يه 35 صفحه مخصوص ميدن كه استفاده ميكني . شايد جالب باشه كه من به طور معمول براي هر امتحان 22 صفحه مينوشتم وبراي نمره گرفتن زير 15 صفحه يعني هيچي و در ضمن تنوع سوالات و انتخابي بودن سوالات كمك ميكنه كه هرچي توي ذهن هست پياده بشه . 

فرض سوم: تمرينات و حضور در كلاس هست كه اينجا دانشجوي فوق ليسانس مشق مينويسه ، ارائه اجباريه ، تمرين و مقاله و تحقيق . بعضي وقتها از خستگي آدم دق ميكنه و ميبيني بغل دستيت بدون غرولند همش رو انجام ميده . حالا خودتون براي سطوح ديگه نتيجه بگيرين

اصولا اينجا ورود راحته ولي بيرون آمدن يه كم سخته و البته در بعضي شهر ها كه ميشنويم بعضي ايرانيان عزيز فرايندهاي غير خطي رو دنبال ميكنن كه به من مربوط نيست و حالم بد ميشه همونجوري كه در ايران عزيز در دانشگاههاي مختلف هست و تهوع آور بود چون كسب علم شرافت ميخواد. بحث قيمت كالجها هم از شرايط و كيفيت ميشه فهميد و كالجي كه معمولا مطرح هست و سختگيري هم داره گرون تره .

اون بنده خدايي كه ميگه كيفيت پايينه اگر هر روز مثل من از دوشنبه تا شنبه از صبح تا 4 بعد الظهر كلاس بود چي ميكرد . ما استادمون روتو ايران سر كلاس فقط ميديم(دكتر ....... مثلا ) چون 2 دانشگاه ديگه هم ميرفتن اينجا استادامون از صبح تا بعد الظهر هستن و هرچي مينويسي و بهشون ميدي تصحيح ميكنن و نمره هم ميدن بعدش بهت ميگن كجا رو اشتباه رفتي و اشكت ميخواد دربياد . 

سرتون رو درد نميارم . با كسي هم دشمني ندارم ولي ميخوام بدونين اينجا درس خوندن اينجوريه . خودتون نتيجه بگيرين . توي اين قضايا مثلا بحث روابط كشورها هم هست و اينكه تراز تجاري كاهش پيدا ميكنه و يا اينجا از اونجا نفت نميخره و يا اينكه بعضي روابط و اتفاقات غير خطي اينجا از جاهايي آب ميخوره كه آدم ياد چاقو دسته خودش رو نميبره ميفته.

كسي كه زبانش در سطح مناسبي باشه اينجا از درس خوندن لذت ميبره اين خيلي كليديه .

كسي كه بهر دليل از بابا و مامانش قهر ميكنه فيلش ياد هندوستان ميكنه در اشتباهه و فقط پول ميده.

بهر روي ايران تصميم گرفته كه از سال 2012  دانشجويان ورودي به دانشگاه هاي هند رو تاييد نكنه و اين سياست گذاري دولت ايران هست و سال 2011 رو بعنوان آخرين سال پذيرش براي هند قرار داده و اخبار تكميلي  هم گفته ميشه تا يكماه ديگه اعلام ميشه . البته ايران ميتونه قبل از هند به كشور دوست و برادر مالزي هم فكر كنه و همچنين فيليپين (كه آخرشه).

من به همه توصيه ميكنم به هر جا  كه ميخواين سفر كنين  اطلاعات داشته باشين چه اينجا چه جاي ديگه و خواهش ميكنم يه مقدار اين صفحات دانشگاهها رو بررسي كنين و ببينيد چه خبره .

و مهمترين بخش براي من اينه كه من چطور ميتونم از امكانات استفاده كنم و به جايگاه شخصيت بدم و نه اينكه جايگاه به من شخصيت بده . جايگاه فقط ميتونه امكانات به من بده و اين منم كه بايد پرواز كنم و براي همين جايگاه مناسب رو دنبال كنم . قاعدتا اگر سست باشم در بهترين جا هيچ نيستم

به جرات ميگم بعنوان يك ايراني تونستم توي محيطي كه الان هستم باكمك اطلاعاتم و داشته هام و كوششم سرم رو بالا بگيرم و بدونم چي ميخونم وچي بهم ميگن و سوالات و نكاتي مطرح كنم كه چالش براي استادان داشته باشه . مطمئنم كه ايرانيان بسيار بهتري از من هستن و همه جا سربلند و آقا هستن .

باز هم خواهش ميكنم كليه مطلب رو بخونيد و با آگاهي زندگي كنيد

چقدر من اينروزها عاشق خداوند هستم و تسليم .